چیزهایی که برام جالبه
مطالب علمی، مذهبی، سیاسی، اجتماعی، اما جالب
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: محمدطیب - ۱۳٩٢/۳/٢٦

الحمد لله کثیراً کما هو اهله و مستحقه

حماسه سیاسی، حماسه‌ای که مردم در آن با وجود کمبودها، مشکلات، گرانی، تحریم و نگفتنی‌های دیگر، به فرمایش امام خود لبیک گفته و یک صدا با مشت گره کرده بر دهان آمریکا زدند. خدا را هزار مرتبه شکر، خدا را صدهزار مرتبه شکر بر غیرت ایرانی بر احساس تکلیف ایرانی، بر حماسه‌سازی ایرانی که بار دیگر باعث افتخار ایران و ایرانی شد و باعث شکست دشمن شد.

مشارکت 72.7 درصدی مردم ایران مشت که چه عرض کنم لگدی بود روی دهان دشمن که در رسانه‌های خود اذعان داشتند که شوکه شدند.

مرحباً به تو ای ایرانی، که در حساس‌ترین لحظات از ایران و عزت و شرفش دفاع می‌کنی.

این پیروزی بزرگ را نه فقط به ایرانیان بلکه به تمامی مسلمانانی که چشم امیدشان به ایران هست تبریک می‌گویم.

البته در منطقه ما یعنی جلفا مشارکت مردمی 94 درصدی بود یعنی از حدود 40000 نفر واجدین شرایط برای رأی دادن، 37614 رأی مأخوذه داشتیم که بیشتر از 94 درصد مشارکت مردم این منطقه را نشان می‌دهد.

به همه مردم ایران خسته نباشید و دست مریزاد می‌گم. مرحبا، احسنت

و به آمریکا می‌گم در این عصبانیت بمیر. 

نویسنده: محمدطیب - ۱۳٩٢/۳/۱٧

×  ×

 این انگشت رای پیکرهایی است که بدنشان قطعه و قطعه و ریز ریز شد تا ما پشت ولایت را خالی نکنیم...


ادامه مطلب ...
نویسنده: محمدطیب - ۱۳٩٢/۳/۱٧

انتخابات از اوجب واجبات است اما نظافت هم خوب چیزیه.
شور و هیجان انتخابات لازمه ولی رعایت کردن حقوق مردم (در و دیوار خانه مردم) واجبه.
شرکت حداکثری در انتخابات مشت کوبنده بر دهان استکبار و دشمنان است لکن هر جا رسیدی پوستر تبلیغاتی بچسبونی که میشه مشت تو صورت خودی. باور نمی‌کنی اینجا کلیک کن.


ادامه مطلب ...
نویسنده: محمدطیب - ۱۳٩٢/۳/٩

خیلی متین به مرد نزدیک شد و گفت: ببخشید آقا! من میتونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟ مرد که اصلا توقع چنین حرفی نداشت، از جا در رفت و میان جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، او را به دیوار کوفت و فریاد زد: مرتیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری؟

جوان، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار مرد ناراحت شود، همانطور متین ادامه داد: خیلی عذر میخوام، فکر نمیکردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازاردارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت میبرن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم، حالا هم از خیرش گذشتم.
مرد خشکش زد، زیر چشمی زنش را برانداز کرد...

نویسنده: محمدطیب - ۱۳٩٢/۳/٦

چندین سال قبل برای تحصیل در دانشگاه سانتا کلارا کالیفرنیا، وارد ایالات متحده شده بودم، سه چهار ماه از شروع سال تحصیلی گذشته بود که یک کار گروهی برای دانشجویان تعیین شد که در گروه های پنج شش نفری با برنامه زمانی مشخصی باید انجام میشد.
دقیقا یادمه از دختر آمریکایی که درست توی نیمکت بغلیم مینشست و اسمش کاترینا بود پرسیدم که برای این کار گروهی تصمیمش چیه؟
گفت اول باید برنامه زمانی رو ببینه، ظاهرا برنامه دست یکی از دانشجوها به اسم فیلیپ بود.


ادامه مطلب ...
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :



***************************
چارشنبه سوری نظافت یا حماقت






تماس با ما