خاطره یک روحانی جوان: از چادر متنفرم و دلم می‌خواهد دختران چادری را خفه کنم.

یکی از اتفاقاتی که باعث شد خستگی سفر را به طور کلی فراموش کنم لطف خدا در اجرای امر به معروف و نهی از منکر بدون چماق بود.
 
داستان از اینجا شروع شد روز اول تصمیم گرفتم برای چادر سخت گیری شدید نکنم لذا چند نفر از دختران دانشجو که سوئیت آن‌ها معروف به سوئیت اراذل و اوباش بود (اسمی که بچه‌ها بخاطر شیطنت بیش از اندازه برایشان انتخاب کرده بودند و خودشان هم خوششان می‌آمد) و به قول همه همسفران دردسر سازهای سفر بودند تصمیم گرفتند به صورت دسته جمعی برای خرید به بازار بروند اما چون تا به حال به مشهدمقدس نیامده بودند و به قول یکی از آن‌ها فقط به خاطر تفریح سفر مشهد آمده بودند؛ لذا از من خواستند که به عنوان راهنما با آن‌ها بروم من هم با تردید قبول کردم وقتی که به راهروخروجی هتل آمدند متوجه وضعیت و پوشش بسیار نامناسب آن‌ها شدم لذا سرم را پایین انداختم و کمی خودم را ناراحت و خجالت زده نشان دادم. 
 
سرگروه بچه هاکه متوجه قضیه شده بود با تعجب گفت: حاج اقا مگر چادر برای بازار رفتن هم الزامی است؟
 
گفتم: از نظر من نه! ولی به نظر شما اگر مردم یک روحانی را با چند نفر دختر بدون چادر ببینند چه فکری می‌کنند؟
 
یکی از بچه‌ها بلند گفت: حق با حاج آقا است خیلی وضعیت ما نا‌مناسب است هرکس ما را با این پوشش با حاج آقا بیند یا گریه می‌کند یا می‌خندد و یا از تعجب اشتباهی با تیر چراغ برق تصادف می‌کند
 
بقیه غیر از دو نفر حرف او را تایید کردند ولی یکی از مخالفان گفت: حاج آقا من و مادرم و تمام خانواده ما در عمرمان یکبار هم چادر نپوشیده‌ایم لذا نه تنها بلد نیستم! بلکه از چادر متنفرم! من دوست ندارم با چادر خودم را زندان کنم! حیف من نیست که زیر چادر باشم اصلا وقتی چادری‌ها را می‌بینم حالم به هم می‌خورد و دلم می‌خواهد دختران چادری را خفه کنم.
 
گفتم: به فرض که حق با شما است ولی خود شما هم اگر یک روحانی را با دختران مانتویی ببینی در بازار تعجب نمی‌کنی؟ اصلا برای تو قابل تصور است یک روحانی مسوول دختران بی‌چادری باشد؟ گفت: قبول دارم ولی سخت است چادر پوشیدن!
 
گفتم: حالا شما یکبار امتحان کنید یکبار که ضرر ندارد تا بعد از آنکه می‌خواهید وارد حرم امام رضا بشوید و چادر الزامی است حداقل یاد گرفته باشید که چگونه چادر سر کنید.
 
بالاخره با بی‌میلی تمام چادر بر سر کرد و گروه 7 نفره اراذل اوباش که 4 نفر آن‌ها شاید اولین بارشان بود چادر بر سر می‌کردند مثل بچه‌های خوب و مثبت همراه من به راه افتادند. 
 
اگر کسی اولین بار آن‌ها را می‌دید می‌گفت گروه امر به معروف خواهران هستند! 
 
اما اصل قضیه از وقتی شروع شد که یک دزد کیف قاپ به کیف‌‌‌ همان دختر مخالف چادرکه می‌خواست دختران چادری را با دست خود خفه کند! حمله کرد. 
 
ولی وقتی آن آقا دزده می‌خواست کیف دستی آن خانم را که پر پول بود بدزدد به علت اینکه آن دخترخانم چادر بر سر داشت موفق به گرفتن کیف او که قسمتی از آن زیر چادر بود نشد و قضیه به خوبی تمام شد. 
 
همین که این اتفاق به ظاهر ساده افتاد‌‌‌ همان خانم پیش من آمد و گفت: 
 
 حاج اقا چادر هم عجب چیز خوبی است و من نمی‌دانستم. 
 
فکر نمی‌کردم چادر اینقدر به‌دردم بخورد. حاج‌ آقا بخدا هیچ وقت در عمرم به اندازه‌ای امروز که با چادر به بازار آمدم احساس امنیت نکرده بودم.
 
وقتی این حرف‌ها را به من می‌گفت من در رویای خودم غرق شده بودم و پیش خودم می‌گفتم: 
 
خدایا‌ای کاش همه بچه مذهبی‌ها که خاک پای همه آن‌ها طوطیای چشم من است می‌دانستند که لذت و اثر امر به معروف و نهی از منکر بدون چوب و چماق چقدر زیاد است و برعکس اثر معکوس تذکر دادن با تندی و خشونت و چوب و چماق چقدر زیاد است.
 
و تعجب و لذت زیارت امام رضا برای من آن زمان زیاد شد که دیدم تا آخر سفر آن خانمی که حاضر نبود به هیچ وجه چادر بپوشد هیچ چیزی حتی خنده دیگران و خانواده مخالف چادر نتوانستند چادر را از سر این دختر خانم که از مدیران محترم ارذل و اوباش دانشگاه بود بردارد!

/ 9 نظر / 50 بازدید
مدرسه علمیه فاطمیه جلفا

سلام امنیت سالم موندن از کیف قاپ زنی یکی از همه فواید پوشش با چادره!!! خانومای بد پوش که قسمتی از خوشگلی شون نمایش میدن به کل جامعه ضرر می زنند!!!! یکی اینکه آقاهارو گرفتار مقایسه میکنن !!!! دیگه اینکه نوجونا گرفتار بلوغ زودرس میشن!!!! از همه بد تر تا وقتی زیبایی داره مشتری داره وقتی چروکیده شد باید از دور بیرون بره یعنی فرهنگ برهنگی نتیجه اش همینه!!!! یه خانم بدپوش ّبازبان بی زبانی به برادرش، پدرش ،شوهرش، پسرش،میگه شماهاهم به خانومها نگاه چشم چرونی کنید!!!! مرد هارو بیغیرت میکنه!!!! باعث طلاق میشه!!!! بازم بنویسم ضررررررررهاشو!!!!!!!!؟؟؟؟؟

آیینه زندگی

اول راهنمایی یکی ازمعلمام اسمش یادم رفته اخه فقط یه جلسه اومدن کلاسمون،زنو به گل سرخ وخاراشو به چادرتشبیه کردن و گفتن گل بدون خار زود از بین میره تشبیه دیگری که کردن مروارید وصدف بود که زنو به مروارید وچادرشو به صدف وگفتن مروارید بدون صدفش گم میشه.

سربداران علی علیه السلام

[عینک][قهقهه]خواهش میکنم به هیچ کس نگو اون روحانی که خاطره رو تعریف کرد من بودم

یاس

چه خاطره ی زیبایی بود. موفق باشین[گل]

نسیم وحی

سلام استاد خوبین؟ خیلی جالب و آموزنده بود انشاا...که این لطف خدا شامل حال همه ی بنده هاش بشه. ممنون استفاده کردیم.........[دست][دست][لبخند][هورا][گل][گل][خداحافظ]

شاگرد

سلام روز معلم رو تبریک عرض میکنم قراره امسال توی جشنواره وبلاگ نویسی شرکت کنم وبد جوری نیازمند نظرات گهر بارتون هستم هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم ( ستاد وبلاگ نویسان بی نظر ) یا علی [خداحافظ]

نرگس

سلام استاد روز معلم را تبریک عرض می نمایم داستان جالبی بود موفق باشین

خیلی اموزنده بود اجرکم عندالله

علی

من اصلا از چادر خوشم نمی آید تو اداره ما هوا فضا 7 8 تا زن چادری هستند که همیشه بوی گند زیر بقل و پریود شون از 100 متری به مشام میرسه