آقا اجازه هست خانمتون رو نگاه کنم

خیلی متین به مرد نزدیک شد و گفت: ببخشید آقا! من میتونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟ مرد که اصلا توقع چنین حرفی نداشت، از جا در رفت و میان جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، او را به دیوار کوفت و فریاد زد: مرتیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری؟

جوان، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار مرد ناراحت شود، همانطور متین ادامه داد: خیلی عذر میخوام، فکر نمیکردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازاردارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت میبرن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم، حالا هم از خیرش گذشتم.
مرد خشکش زد، زیر چشمی زنش را برانداز کرد...

/ 5 نظر / 30 بازدید
سلما

مطالب شماهم جالبه واقعا.مرسی که بهم سرزدی

021

سایتو نگاه چه باحال بیا تو سایت من کد موزیک راه انداختم اوناهم جالبه باهم باشیم جالب تر میشیمwww.fullcodmusic.blogsky.com

سلما

الو...الو...فرمانده !فایل سوالات علوم بلاغی بارمز یا زهرا به قرارگاه شوق پرواز ارسال شود! بابا مزاح بود زود گارد نگیرید[نیشخند] ورژن جدید ازپست اخیرتون بود! راستی آقا اجازه هست یه چی بگم !،اون کامنت پایینی رو دیدم دلم هری ریخت که آخه من کی همچین کامنتی گذاشتم که ... بعدیادتکیه کلام آخرتون تو کلاس اوفتادیم که«هرگردی گردو نیس»! هرسلمایی هم که سلما نمیشه اوهوع![ابرو]

پهلوانان نمی میرند

حاج حسین یکتا : رزمنده ای كه در فضای سایبر میجنگی ! برای فشردن كلید های كامپیوتر وضو بگیر و با نیت قربت الی الله مطلب بنویس . بدون كه تو مصداق و ما رمیت اذ رمیت ... هستی . شما در شبهای تاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور می كنید. مراقب باشید، به شهدا تمسك كنید بصیرتتون را بالا ببرید كه تركش نخورید. رابطه خودتونو با خدا زیاد كنید.

باران

سلام مطلبتون برام جالب بود....